Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 8
صفحه: 241

هم، خود مستلزم هوشیاری و جرئت و اخلاصی بود که همه سران لبنانی یا برخی آن‌ها از آن بی‏بهره بودند.

مسئله محرومیت، جناح‌بندی فرقه‌ای، فئودالیسم سیاسی و سوءاستفاده از محرومیت‏ها، شفاف نبودن روابط لبنانی-فلسطینی و بهره‏برداری سلبی یا ایجابی برخی از رهبران از آن، مطرح نکردن مسائل ملی و منطقه‏ای با مردم و دیگر موارد، شکاف‌هایی است که در جامعه لبنانی وجود داشت و از این رو، جامعه نتوانست در برابر توطئه بزرگی که با دقت طراحی شده بود، ایستادگی کند.

آیا راه‌حل جدایی میان مسیحیان و مسلمانان است (تجزیه کشور) یا بازنگری در شیوه‏های سیاسی و شکل همزیستی؟

به نظر من در لبنان هیچ مشکلی به سبب همزیستی میان فِرق وجود ندارد تا با جدا شدن آن‌ها از یکدیگر حل شود. این همزیستی ‏قرن‏های متمادی وجود داشته و حکومت یا شکل همزیستی هیچ ربطی به آن ندارد. همزیستی جزئی از موجودیت لبنان شده است.

محرومیت زمینه‌ساز جنگ بود

اختلافی که به شعله‏ور شدن جنگ انجامید، بر سر چه بود و توافقی که به صلح دائمی می‏انجامد، بر سر چه خواهد بود؟

اختلاف علت جنگ نبود، بلکه پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن زمینه‏ساز جنگ شد، که در پاسخ به سؤال سوم به آن اشاره کردم. بنابراین، ساختاری طبیعی که ضامن آزادی‏ها و برابری فرصت‏ها و روابط عادی با جهان عرب باشد، جامعه‏ای منسجم و یک‌پارچه پدید خواهد آورد که در آن هیچ شکافی وجود ندارد تا توطئه‏ها از آن عبور کنند.

آشکار کردن چهره واقعی و نقاط ضعف

جنگ و پیامدهای آن تا چه اندازه لبنان را در سطح ملی و عربی تغییر داده است؟ موقعیت آن در منطقه و در جهان به کجا رسیده است؟ چه نقشی برای لبنان برخواهید گزید؟

جنگ نمی‏تواند لبنان را تغییر دهد، ولی موجب آشکار شدن چهره واقعی و نقاط ضعف آن می‏شود. این چیزی است که امیدواریم، علی‏رغم تداوم اظهارنظرهای تنش‏آفرین، رخ دهد و پس از جنگ نیز بیشتر شود.

لبنان در منطقه و جهان از نقش و جایگاه سیاسی متمدنانه‌ای برخوردار است و ایفای این نقش و تحقق این جایگاه، در گرو تأمین عدالت اجتماعی و آزادی‏های سیاسی و قومیت عربی متمدن و ایجاد وحدت ملی متمایز به سبب وجود فرقه‌های متعدد است. این امر باعث می‏شود که فرقه‌ها هسته‏هایی تمدن‏آفرین باشند، نه موانعی اجتماعی.

دولت تنها معادلات و توازن را حفظ می‌کرد

در این مرحله صحبت‏های فراوانی درباره لبنان جدید می‏شود. نگاه شما به این لبنان جدید چگونه است؟ آیا بر پایه اصول و مبانی و ارزش‌های جدید است که بازسازی می‏شود؟ یا با پاک کردن غبار گذشته یا در پوشش نام‌هایی جدید مطرح می‏شود؟

به نظر من، لبنان پیش از جنگ براساس مبانی و اصولی پایه‌گذاری نشده بود، بلکه در واقع بر پایه‏های نوعی همزیستی موروثی، به شکل همسایگی در طی چندین قرن، استوار بود که نهادی ساده به نام دولت به آن افزوده شده بود و کار آن صرفاً تنظیم معادلات سیاسی میان رهبران - و نه فِرق- بود.

از این رو، از زمان استقلال لبنان، هیچ راه‌حل