ایجاد درگیریهای فزاینده در جهان و میان ملل آسیا، اروپا و آفریقا تبدیل کنند.
هرچند بلندپروازیهایی که چپگرایان افراطی در ذهن برخی رهبران مقاومت فلسطین ایجاد کردند، وهم و خیالی بیش نبود، امّا جناح چپ توانست از مقاومت بهرهبرداری کند و از طریق آن به رسانههای جهان عرب و سراسر جهان راه پیدا کند و حتی به دنیای غرب و وجدان جامع? جهانی راه یابد. چپگرایان افراطی در داخل لبنان از مقاومت فلسطین برای انتقام از دشمنان و حذف رقبای خود بهره گرفتند و توانستند بر جنوب و غرب بیروت و بر اندیشهها و احساسات لبنانیان احاطه یابند و مقدسات و ارزشها و نمادها را از آنان سلب کنند. امّا در این راه بها را مقاومت -و نه جناح چپ- پرداخت. این بها عبارت بود از کشته شدن شصت درصد از نیروهای مقاومت و دشمنی نیمی از ملت لبنان با مقاومت و این در حالی بود که نیمی دیگر از ملت لبنان هم در قبال مقاومت مواضع پراکندهای داشتند و نیرو و توان مقاومت نیز در این راه صرف شده بود.
خسارتهای سنگینی که مقاومت فلسطین در نتیج? گرفتار شدن در دام چپگرایان لبنان، عرب و جهان متحمل شد، در تاریخ به ثبت خواهد رسید، هرچند راستگرایان لبنان هم در این زمینه به همان اندازه مقصرند. توجه به حجم عظیم این خسارتها موجب حیرت و شگفتی و اندوه است. نگاهی گذرا به وضعیت مقاومت فلسطین در ماه جاری، یعنی یازدهمین ماه از سال 1976 میلادی و مقایس? آن با وضع مقاومت در یازدهمین ماه از سال 1974 میلادی، حجم عظیم این خسارتها و علل و اسباب آن را تبیین میکند.
هفت. از بارزترین شاخصههای این مرحله، فقدان ارزشها و معیارهای انسانی است. در شرایطی که در مراحل پیشین بحران، پایبندی طرفها -بهویژه ملیگرایان- به ارزشها و اصول انسانی را شاهد بودیم، در این مرحله ناگهان هم? ارزشها نادیده گرفته شد و اصول اخلاقی و مبانی انسانی مورد بیتوجهی قرار گرفت. غارت و چپاول اموال دیگران با نام «مصادره» آغاز شد و حتی همپیمانان پیشین و نهادها و مؤسسات عمومی هم از آن در امان نماندند. کشته شدن بیگناهان، شکنج? افراد و یافتن اجساد در خیابانها، اخباری بود که همهروزه به گوش میرسید. رسانهها نیز به نوعی دیگر مردم را قربانی میکردند و بهطور مستمر، سیل اخبار زهرآگین را به سوی مردم روانه میکردند. بدینترتیب، ملت لبنان خود را با جنگی مواجه دیدند که برای هیچکس مای? افتخار نبود، بلکه لک? ننگی بر پیشانی تاریخ به شمار میآمد و زخمی عمیق و التیامناپذیر بر جان ملت نشانده و به شکلی وحشیانه هم? نشانههای فرهنگ، تمدن، اقتصاد و عمران را در کشور از بین برده بود.
هشت. با بررسی شاخصههای این مرحله از نبرد لبنان، توجه ویژه به تبلیغات و رسانههای مخرب و گمراهکننده ضروری به نظر میرسد؛ رسانههایی که اصول اخلاقی، رفتار انسانی و منافع ملی را بهکلی زیر پا گذاشتند و فضایی مسموم ایجاد کردند که مردم را به سوی درگیری و برخورد مستمر سوق میداد و با هرگونه رفتار و موضعگیری منطقی مخالف بود و به هر فردی که از همراه شدن با فتنهگران اجتناب میکرد، اتهام میزد.
بسیاری از اخباری که در صفحات روزنامهها و امواج رادیوها منتشر میشد، به درگیریها و حوادثی خیالی ارتباط داشت که وجود خارجی نداشتند. رادیوهای بیگانه و خبرگزاریهای بینالمللی هم