میشود. استعمار در هند از چنین تلاشهایی استفاده میکرد. امّا راهحل در آگاهسازی مردم است و در سازماندهی دقیق درگیریها و یا در تحرک سریع اعراب برای حل بحران؛ تحرکی قدرتمندتر از قدرت خرابکاران.
به نظر من لازم است پس از پایان بحران در لبنان، گامهای گستردهای برای ایجاد تحرک و تعامل در این سرزمین برداشته شود. از طرفی باید طرحهای توسع? گستردهای اجرا شود و از سوی دیگر برگزاری همایش اسلام و مسیحیت در سطح جهانی کمکی خواهد بود برای خلق همزیستی بیشتر و برطرف کردن آثار جنگ. طبیعی است چنین همایشی، اگر درست و گسترده در رسانهها منعکس شود، تأثیر بیشتری خواهد داشت و رسانهها و متفکران در بازسازی روابط و در پشت سر گذاشتن بحران نقش بارزی خواهند داشت.
در اظهارات متعدد شما خواندم که از تأثیر منفی تجزی? احتمالی لبنان بر روند گفتوگو و هماندیشی اعراب و اروپا سخن گفتهاید. منظور شما دقیقاً چیست و تجزی? لبنان چه بازتابی بر این موضوع ممکن است داشته باشد؟
شاید مطلع باشید که تلاش کشورهای جهان سوم اعم از تشکیل اتحادیههای منطقهای، کنفرانس عدم تعهد و اقدام برای رسیدن به پیشرفتهای اقتصادی در مناطق مختلف جهان، همگی حاکی از این حقیقت است که بیشتر ملتهای جهان از اقدامات دو ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده و تأثیر نظامی، سیاسی و اقتصادی آنان بر کشورهای مختلف به تنگ آمدهاند. از موفقترین تلاشها برای رهایی از سلط? دو ابرقدرت، همکاری نزدیک جهان عرب با اروپا بود که هر دو گروه از همان مشکل رنج میبرند. آنها همچنین اتحادی? اقتصادی-فرهنگی تشکیل دادهاند و میتوانند به وحدت سیاسی-نظامی هم برسند که امکان مقابله با دو ابرقدرت را داشته باشد. این تلاشها عملاً آغاز شده و با وجود هم? موانع و مشکلات بزرگی که در راه آن قرار دادهاند، در مسیر تکامل حرکت میکند. البته بحران خاورمیانه و وجود اسرائیل در این منطقه، بر این روند تأثیر گذاشته است، امّا در هر حال این اتحاد با دقت ولی با سرعت کم در حال شکلگیری است. مشهور است که رابط? مسلمانان و مسیحیان، زیربنای این هماندیشی میان اعراب و اروپاست و اگر فاجع? تجزی? لبنان به وقوع بپیوندد، این زیربنا و آن تلاشها با تهدید مواجه میشود.
کشورهای عربی بهسرعت برای حل بحران لبنان وارد عمل شدهاند. بدینترتیب، آیا احتمال بینالمللیشدن بحران لبنان وجود دارد؟
در حال حاضر حلوفصل بحران لبنان برای اعراب چندان دشوار نیست، امّا طی دو یا سه ماه آینده، این مسئله به بحرانی بینالمللی تبدیل خواهد شد و اعراب قادر به حل آن نخواهند بود. بدینترتیب، لبنان به عرص? دخالت مستقیم یا غیرمستقیم اتحاد شوروی و ایالات متحده و دیگر کشورها تبدیل خواهد شد. چنانکه تاکنون نیز مورد توجه آنها بوده است. اگر به این نکته توجه کنیم که این بحران در خدمت منافع اسرائیل بوده است، آنگاه خطر ناشی از بینالمللیشدن آن بیشتر آشکار میشود. در یک کلام میتوان گفت که در این صورت، اعراب خواهند دید که لبنان به جای پایی برای نیروهای سیاسی و فرهنگی، سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی و