عبدالحلیم خدام، ناجی جمیل و حکمت الشهابی.
در آن جلسه اوضاع کلی منطقه و بهطور ویژه اوضاع لبنان بررسی شد. ابعاد بحران لبنان و خطرهای ناشی از ادام? آن نیز تحلیل و ارزیابی شد. حاضران در مورد مسائل مختلف اتفاقنظر داشتند. این مطالبی که پیشتر عرض شد، مورد اتفاق حاضران بود. دو طرف بر امنیت مردم لبنان و حفظ تمامیت ارضی این کشور تأکید داشتند. همچنین از سوریه خواستند که تلاش برای آتشبس و جلوگیری از خونریزی را مدنظر قرار دهند. دو طرف بر موارد ذیل توافق کردند:
نخست. آنکه بر ضد هر گروهی که جنگ و نبرد را بار دیگر آغاز کند، اقدامات شدید و جدی صورت گیرد.
البته همان کسانی که در این مورد با ما توافق کردند، خودشان جنگ و کشتار را از سر گرفتند.
دوم. تشکیل مجدد کمیت? نظامی سهجانبه (سوری، لبنانی و فلسطینی) با هدف تحقق و اجرای آتشبس و نظارت بر آن، تا زمان تعیین رئیسجمهور جدید لبنان و ابلاغ مقررات جدید امنیتی توسط وی و براساس اختیارات مندرج در قانون اساسی.
سوم. مخالفت با هرگونه تجزیه و تقسیم لبنان و هر عملی که موجب خدشهدار شدن امنیت و تمامیت ارضی لبنان باشد.
چهارم. مخالفت با راهحلها و راهکارهای آمریکایی در لبنان.
پنجم. پذیرش ادام? حضور و طرح پیشنهادی سوریه.
ششم. مخالفت با دخالت خارجی در لبنان و حضور نیروهای بینالمللی در لبنان.
هفتم. مخالفت با دخالت کشورهای عربی لبنان.
امّا این توافق در عمل محقق نشد و آنچه عملاً در تاریخ ششم ژوئن اتفاق افتاد، این بود که سازمان فتح و برخی گروههای فلسطینی و احزاب لبنانیِ مدعی ملیگرایی، بهطور برنامهریزیشده به دفترهای نمایندگی اتحادی? نیروهای کارگری، گروه صاعقه و حزب بعث عربی-سوسیالیستی هجوم بردند و به پایگاهها و نمایندگیهای ارتش آزادیبخش فلسطین و دیگر گروههای جبه? قومی-عربی لبنان بهطور غیرمترقبه حمله کردند.
زمانی که خبر حمل? فتح و گروههای مذکور را در مناطق مختلف بیروت دریافت کردم، سرگرد عبدالسلام جلود، نخستوزیر لیبی -که هنوز هم در دمشق به سر میبرد- و برادر عبدالکریم المحمود، وزیر آموزش و پرورش الجزایر، در دفتر من حضور داشتند. ما دراینباره به توافق رسیده بودیم که بر ضد هر گروهی که جنگ را آغاز کند، وارد عمل شویم. آنها هم بر ضد گروههای ملی فلسطین و لبنان و بر ضد ارتش آزادیبخش وارد جنگ شده بودند. بنابراین، برخی از نیروهای خود را وارد عمل کردیم تا اوضاع به حال عادی بازگردد. البته بنا به درخواست و اصرار برادران الجزایری و لیبیایی، پیش از رسیدن نیروها به بیروت، دستور توقف پیشروی آنها صادر شد.
رهبران مقاومت که آن عملیات را انجام داده بودند، وقتی فهمیدند که ما به سمت بیروت پیشروی میکنیم، دیوانهوار فریاد بر آوردند و با نخستوزیر لیبی و وزیر الجزایر تماس گرفتند و از ما خواستند که از پیشروی نیروهای خود جلوگیری کنیم. آنها گفتند که اوضاع به حال عادی بازمیگردد و وقایع مذکور فقط یک اتفاق بوده است. ما هم از این موضوع استقبال کردیم. همان شب فرماندهان مقاومت خبر دادند که بازداشتشدگان را آزاد