Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 286

اوضاع بحرانی شد و جنگ آغاز شد. می‌گفتند که رئیس‌جمهور باید استعفا دهد.

دیدار طولانی با جنبلاط

در همان مرحله یاسر عرفات از من خواست که کمال جنبلاط را به حضور بپذیرم. به او گفتم که به چه علت باید چنین کاری کنم، در حالی که جنبلاط بر ادام? جنگ اصرار دارد، ولی ما و شما ادام? جنگ را در جهت تحقق اهداف توطئه‌گران می‌دانیم؟ چرا باید کمال جنبلاط را به حضور بپذیرم، در حالی که او بر استمرار جنگ اصرار می‌ورزد؟ این دیدار چه فایده‌ای خواهد داشت؟ عرفات گفت: این اظهارات جنبلاط برای مصرف داخلی است که به شیو? خاص لبنانیان از آن بهره‌برداری شود. به آن‌ها توجه نکنید. هیچ خبری نیست!

ما هم جنبلاط را به حضور پذیرفتیم و با او دیداری طولانی کردیم. ساعت‌ها حوادث لبنان را بررسی کردیم. تحلیل ما دربار? حوادث لبنان، همان بود که در اینجا ذکر کردم. به جنبلاط گفتم: «تحلیل ما و شما دربار? وقایع لبنان، یکسان است و هم? ما برای توقف جنگ تلاش کرده‌ایم. ما در ابعاد سیاسی و نظامی به شما یاری رساندیم. (منظورم از کمک نظامی، دادن سلاح و مهمات بود) ولی شما نتوانستید مقاومت کنید و ما به‌ناچار وارد لبنان شدیم و خطر جنگ احتمالی با اسرائیل را به جان خریدیم و هرگونه تضمین لازم برای ادام? کار آزادانه مقاومت فلسطین را به سران مقاومت ارائه کردیم. سپس برنام? اصلاحات ملی را بررسی کردیم. دربار? سند قانون اساسی توافق شد، که 90 تا 95 درصد از خواسته‌های شما را دربر داشت. سپس کودتا شد و موضوع استعفای رئیس‌جمهور مطرح شد، با وجود اینکه این مسئله پیش از آن مطرح نبود و ما آن را تأیید نمی‌کردیم، امّا شما اهداف کودتا را تأیید کردید.»

«در مورد استعفای رئیس‌جمهور هم بحث و بررسی کردیم و تماس‌هایی برقرار شد و دراین‌باره به توافق رسیدیم، ولی هنگامی که توافق حاصل شد، شما درگیری را از سر گرفتید. ما تاکنون از اقدامات خود راضی‌ایم، ‌زیرا در مسیری روشن حرکت می‌کردیم و راه را می‌شناختیم و بر این باور بودیم که ما و شما در یک مسیر در حرکتیم، امّا اکنون پس از حوادث اخیر، می‌خواهیم از خواسته‌های حقیقی شما آگاه شویم.»

«مقاومت فلسطین و حقوق و خواسته‌های آن اکنون با توجه به اوضاع لبنان دیگر مشکل به شمار نمی‌آید. مسئل? استعفای رئیس‌جمهور هم دیگر مشکلی به شمار نمی‌آید. پس دیگر چه می‌خواهید؟»

بحثی طولانی هم دربار? سند قانون اساسی کردیم و به نظر من اعتراض جدی و اصولی وجود نداشت. چند مثال ذکر می‌کنم: ما در مورد نه بند از هفده بند سند توافق کردیم. گفتم که تعداد بندها مهم نیست. شش تا یا هفده تا؛ مهم محتوای آن بندهاست. اینکه چه چیزی در این بندها ذکر شده که با خواسته‌های شما مطابقت نداشته یا چه چیزی خواسته بودید که در این بندها ذکر نشده باشد. این مهم است، نه تعداد بندها.

جنبلاط گفت: ما کمیته‌ای برای بررسی سند تشکیل داده‌ایم و مشخص شده که این میثاق ابهام دارد.

گفتم: این‌ها فقط خطوط کلی برنام? آینده را بیان می‌کند و اجرای هر بند به اتخاذ تصمیمات و صدور فرمان‌ها و احکام و تصویب قوانین مختلف