Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 69

ادارات مدنی، نمایند? جنبش امل در نبعه را به همکاری با ابوحکیم (افسر سوری) و نمایندگان کامل الاسعد، ایجاد روحی? انفعال و شکست‌پذیری در میان اهالی نبعه و همکاری و هماهنگی با حزب کتائب و حزب ببرهای آزاد متهم کرد و اظهار داشت: «آنان نبعه را خالی از سکنه کردند تا مقاومت و پایداری برای افراد مسلح دشوار شود، در حالی که رهبران دینی و سیاسی به یاران و اطرافیان خود دستور می‌دادند که سلاح را زمین بگذارند و به خارج از شهر بروند تا زمینه برای فعالیت‌های تروریستی آماده شود.»

8/8/1976

[السفیر]

الف. مجلس اعلای شیعیان به ریاست امام موسی صدر، متن ذیل را برای درج در روزنامه ارسال کرده است:

روزنامه‌های امروز [روز گذشته] اظهارات کمال جنبلاط را در پاسخ به پرسشی درج کرده و آورده‌اند: «بیانی? مجلس اعلای شیعیان، جنبش ملی را در حوادث نبعه و سرنوشت کنونی آن، متهم دانسته است…»

دربار? پرسش مذکور و پاسخ آقای جنبلاط، توضیحات ذیل ضروری به نظر می‌رسد:

یک. به نظر می‌رسد کسی که این سؤال را از آقای جنبلاط پرسیده، بیانی? مجلس اعلا را در تاریخ 6/8/1976 که عیناً در روزنام? السفیر به چاپ رسید، نخوانده است؛ زیرا در بیانی? مذکور نامی از جنبش ملی به میان نیامده و اتهامات مطرح‌شده در سؤال به این جنبش وارد نشده است.

دو. با توجه به پاسخ آقای جنبلاط به پرسش مذکور و نام‌ بردن از آقای علی المولی در سمت مسئول نمایندگی جنبش امل در نبعه، بار دیگر یادآور می‌شویم که آقای علی المولی رئیس تنها بیمارستان منطقه است و این بیمارستان نقش مهمی در پایداری اهالی و یاری به مصدومان و مبارزان داشته است و آقای علی المولی هیچ مسئولیت دیگری ندارد.

سه. دربار? وقایع نبعه و افرادی که دراین‌باره مسئول‌اند، باید گفت که بر خلاف آنچه دراین‌باره نوشته و گفته می‌شود، آقای جنبلاط و جنبش ملی تحت امر ایشان و همچنین رهبران مقاومت فلسطین و اغلب اهالی نبعه و فرماندهان نیروهای درگیر نبرد در این منطقه به خوبی می‌دانند که مجلس اعلا هیچ مسئولیتی در قبال تضعیف مقاومت در نبعه یا کوچ اهالی برعهده نداشته است، بلکه -‌مطابق با آنچه در بیانی? مذکور آورده‌ایم‌ - در طول دوران فتنه و بحران، همواره از اهالی نبعه برای ماندن در شهر حمایت مادی و معنوی کرده و همواره اعمال وحشیان? متجاوزان به نبعه و زیر پا گذاشتن ارزش‌ها و اصول انسانی را محکوم کرده است و آن را با ادعاهای دروغین رفتار انسانی با اهالی نبعه کاملاً متناقض می‌داند.

چهار. فاجعه‌ای که در نبعه به وقوع پیوست، همانند دیگر فجایع و حوادث ماه‌های اخیر که در حارة‌الغوارنه، مسلخ، کرنتینا، سبنیه و دیگر مناطق شاهد بوده‌ایم، فاجعه‌ای برای سراسر لبنان مجروح به شمار می‌آید، امّا علاوه بر این، فاجع? نبعه فاجعه‌ای مستقیم برای مجلس اعلای شیعیان نیز هست. پرسشی که به ذهن می‌آید این است که آیا اخلاق و فضایل اخلاقی برخی سران جنبش ملی تا حدی تنزل کرده است که قربانی این فاجعه را متهم می‌کنند و قربانی را مسئول و مقصر نزد افکارِعمومی معرفی می‌کنند؟ حال آنکه خود به‌خوبی می‌دانند این ادعا به کلی عاری از حقیقت است.