است. اگر بپذیریم که تنها راه حل همین است، چه اقداماتی برای عملی کردن آن لازم است؟
از آنچه گفتم، برمیآید که ضروری است شهروندان جنوب خود و دولت را در برابر کار انجامشده قرار دهند. به تعبیر روشنتر، باید دولت لبنان را و کشورهای عربی را نیز همراه با خود و دیگر هموطنان وارد صحنه کنند.
حتی کشاندن دیگران به صحنه هم باید حساب شده باشد. تکلیف زنان و کودکان و سال خوردگان چه می شود؟
اینها مسائلی است که باید بعد از تصمیمگیری برای دفاع، درمورد آنها برنامهریزی شود. نباید فراموش کنیم که مردم جنوب، بیش از هزار سال است که خطاب به امام حسین(ع) میگویند: «کاش ما نیز با تو همراه بودیم تا به رستگاری بزرگ میرسیدیم.» از برجستهترین ویژگیهای جنبش امام حسین(ع)، این بود که زنان و کودکان نیز در آن حضور داشتند و همین امر فاجعه را بزرگتر میکرد و عواطف کسانی را که در آن زمان بین ترس و طمع مردد بودند و با ستمگران و گمراهان با نرمی برخورد میکردند، بهشدت برمیانگیخت.
خلاصۀ سخن اینکه همۀ دنیا و حتی اعراب انتظار دارند حال که دولت به تجاوزهایی که به این سرزمین میشود، بیاعتنایی میکند، تمسُّک و وابستگی مردم را به این سرزمین ببینند. این وابستگی در ابتدای راه به فداکاری و شهادتطلبی نیاز دارد، حتی اگر مصیبت، دامن کودکان و زنان را نیز بگیرد.
ولی دولت درمورد مسئلۀ جنوب و دفاع از آن، دیدگاهی متفاوت با دیدگاه شما دارد. نظر شما دربارۀ آنچه دولت می گوید، چیست؟ چون حرف دولت را به خوبی می دانید، دیگر آن را تکرار نمی کنم.
پس با آنچه دولت یا، به تعبیر درستتر، مقامات نظام میگویند، شروع میکنیم. مقامات تا آنجا که من میدانم، امور را به صورت انتزاعی و تئوریک، بررسی و تحلیل میکنند؛ بهگونهای که گویا از امور و مصیبتهای موجود بهدورند و زمان کافی برای مطالعه و بررسی دارند. در عین حال، بسیاری از جزئیات واقعه و ابعاد آن برای آنان روشن نیست. مثلاً به مسئلۀ دفاع از جنوب، بهگونهای نگاه میکنند که گویا جنگ با اسرائیل است و از سویی، میبینند اسرائیل قویتر است و امکانات لبنان برای رویارویی با این قدرت کافی نیست. بنابراین، چنین نتیجهگیری میکنند که ضعف لبنان و جلوهگر شدن آن در برابر دنیا همچون کشوری صلحطلب و آرام که به آن تجاوز کردهاند، میتواند وجدانها و دوستیها را به سوی خود جذب کند و همین نیروهای معنوی ضامن دفع تجاوزهای اسرائیل است. مقامات همچنین میگویند تشکیل ارتشی که قادر به دفاع باشد، نیازمند افراد بیشتر و سلاح و تجهیزات بیشتر است که با واقعیتهای موجود در لبنان سازگار نیست و موجب برهم خوردن تعادل در ارتش و تزلزل نظام میشود. خلاصۀ سخن مقامات این است، و برای آنکه فشار مطالبات و سؤالات هموطنان را از دوش خود بردارند، شعار میدهد و میگوید: میخواهیم دفاع کنیم؛ دستور دفاع دادهایم؛ نیروهای ما ایستادگی میکنند؛ به سلاح نیاز داریم؛ برادران عرب ما باید کمک کنند؛ باید گرد هم آییم؛ به نقشۀ دفاعی نیاز است و... .
حقیقت این است که با گذشت 27 سال از همسایگی ما با این دولت تجاوزگر و با وجود همۀ