دوباره از آقای ژیسگاردستن، رئیسجمهور کنونی فرانسه، درخواست شود و دربارۀ جزئیات این تعهد، که ضروریتر از گذشته شده است، بحث و گفتوگو شود.
تعهدات دیگری نیز از جانب کشورهای عربی و اسلامی و دولتهای جهان سوم و دولتهای سوسیالیستی و حتی برخی از قدرتهای بزرگ وجود دارد. این تعهدات مربوط به زمانی است که خطر لبنان را تهدید کند. باید این تعهدات تبیین شود و اگر ادامه داشت، دوباره بر پایبندی به آنها تأکید شود و در چهارچوب یک نقشۀ واضح و روشن علنی یا سری گنجانده شود. در این زمینه نباید میزان تأثیر مراکز دینی و در رأس آنها، واتیکان را فراموش کرد. از این رو، باید مواضع آنها را فعال کرد و در زمان لازم از آنها بهره گرفت.
امام پاسخ به این سؤال را با این جملات پایان داد: «ما نخستین کشور کوچکی نیستیم که مورد تهاجم قدرتی ستمگر و قویتر از خود قرار میگیریم، ولی بیم آن است که نخستین کشوری باشیم که مردم آن، چه مسئول باشند چه نباشند، به سبب مسائلی ناچیز و بیاهمیت نخواهند از آن دفاع کنند.
برخی گروههای لبنانی در سالهای اخیر به بهانۀ خطرهای داخلی احتمالی، مسلح شدهاند. پس چطور ممکن است لبنان در برابر دشمنی طمعکار غیرمسلح باقی بماند؟»
راه مقابله با نقشۀ خالی کردن جنوب از اهالی آن چیست؟ آیا مجلس جنوب برای رویارویی با این نقشه، کاری انجام می دهد؟
امام از روی صندلی بلند شد و گفت: «این نگرانی بجاست، چراکه تجاوزها به اماکن غیرنظامی و مزارع و مؤسسات عمومی، اعم از مدارس و کلیساها و مساجد و غیر آنها نیز، کشیده شده است و بسیار پیش میآید که نقاطی مثل کوهها و بیابانها ناخواسته بمباران شوند. این شیوۀ بمباران بیانگر آن است که اسرائیل با مهماتی واقعی در خاک ما، مانور میدهد تا منطقه را از ساکنانش خالی کند.
مجلس جنوب در دورۀ اخیر، افرادی گوشبهفرمان و مزدور را که قانون از استخدام آنان در دیگر مراکز جلوگیری کرده است، استخدام کرد؛ همچنین این مجلس شهروندان را تحقیر کرده است، چون آنان را وادار کرد که نزد رؤسا بروند و از آنها توصیهنامه بگیرند تا بتوانند برای خسارتهایی که دیدهاند، غرامت دریافت کنند. بسیار پیش میآید که افرادی به دیدار آسیبدیدگان یا مصیبتزدگان میروند و مبالغی را که از مجلس جنوب گرفتهاند، به آنان میدهند و میگویند که این مبلغ بخشش رئیس برای شما است.»
امام همچنانکه قدم میزد، ادامه داد: «من نمیگویم در مجلس جنوب، کارمند خوب وجود ندارد؛ حرف من این است که این نهاد که پس از اعتصاب عمومی ملت لبنان شکل گرفت و مردم فعالیتهای آن را غمخواری و همراهی با بخش آسیبدیدۀ کشور میدانستند، نبایست به معضل دیگر ادارهها دچار میشد. از مجلس جنوب انتظار میرفت که روستاهایی مستحکم ایجاد کند تا در هنگام بمبارانها جان مردم حفظ شود؛ باید طرحهایی اجرا میکرد که بتواند برای امرار معاش کشاورزان جنوبی، که در اثر تجاوزهای اسرائیل بیکار شده بودند، غرامت پرداخت کند. این کار چه بسا که مشکل مهاجرت را حل میکرد، ولی لعنت خدا بر این سیاست بیارزش که رحم نمیشناسد.