Print this page

گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 3
صفحه: 124

احترام می‌کنیم، برای این است که بهترین شاگردان پیغمبر است. و همین‌طور درس‌هایی در مدارس سنی‌ها می‌دادم. مسیحی‌ها هم دیدند که جوانانشان از دین بیرون می‌روند. دعوت به خدا مورد قبول همه است و آن‌ها هم از ما دعوت می‌کردند، در دِیر‌ها و مدرسه‌های تربیت کشیش، در ندوه‌ها، در سالن‌های سخنرانی، در دانشکده‌ها، دانشکد? امریکایی‌ها، دانشکد? ژزوئیت‌ها[67]، در همه جا به لطف خدا از بنده دعوت می‌کردند که صحبت کنم. رفته‌رفته به وضع لبنان آشنا شدم و از وضع شیعیان لبنان و وضع اسف‌آور آن‌ها خبر پیدا کردم و دیدم که وضع شیعیان بد است و مثل گوشت قربانی وسط افتاده است و هرکس که می‌تواند می‌رباید. فلان کشیش دِهی به نام خود در طرف بعلبک گرفته و مردم را به سمت مسیحیت تربیت می‌کند. فلان کس در دِهی به نام مجدل ترشیش از طرف سنی‌ها مسجدی ساخته است و مردم را با فقه حنفی آشنا می‌کند. در مدرسه‌ها فلان جوان شیعه، مسیحی شده است، فلان جوان شیعه دیگر حاضر نیست نسبت به تولی و تبری اقدامی کند. دیدیم وضع بد است. بنده هم هرچه قدر بدوم، در یک سال بنده - که از لطف خدا ماشین هم دارم - صد هزار کیلومتر راه می‌رفتم. ولی دیدم یک نفر به جایی نمی‌رسد. دیگران چه کردند؟ دیگران سازمان منظمی برای روحانیت خود دارند. یعنی شانزده مذهب مختلف، پانزده تشکیلات مذهبی منظم در داخل کشورشان دارند. ما هم در اسلام مأموریم به تنظیم. خداوند در قرآن کریم در سور? الرحمن می‌فرماید: «وَالسَّماء رَفَع‌ها و وَ‌‌‌‌ضع المیزان.»[68] خدا آسمان را برافراشت و ترازو گذاشت. خدا کجا ترازو گذاشته است؟ «ترازو گذاشت»، کنایه از منظم بودن، دقیق بودن و موزون بودن همه‌چیز است. در آی? دیگر هست «قَد جَعَل اللّهِ کلِّ شَئ قَدراً.»[69] «وَ اِن مِن شَیءٍ اِلّا عِندَنا خَزَائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الّا بِقَدَرٍ مَعلُومٍ.»[70] همه‌چیز در عالم حساب دارد. «الشَّمسُ وَ القَمَرُ بِحُسبان.» هر ذره‌ای، هرموجی، هر آبی، هر گردی، هر خاکی، همه‌چیز در دنیا حساب دارد. قرآن که می‌گوید «وَالسَّماءَ رَفَعَها وَ وَضع المیزانَ.»[71]، فوراً می‌گوید: «اَلّا تَطغَوُا فی المیزانِ وَ‌اقیمُوا الوَزنَ بِالقِسطِ وَ‌لا تُخسِرُوا المیزان.»[72] ‌ای بشر! این دنیا، دنیای منظم است و شلوغ‌کاری به کار نمی‌خورد. اگر کسی ‌بخواهد در این دنیا پیروز باشد، باید روی میزان حرکت کند، منظم و دقیق باشد وگرنه فراموش می‌شود و نابود می‌شود و هم? کار‌هایش هم از بین می‌رود. کار منظم، کار روی حساب، درست می‌شود. این ستون‌ها و سقف‌ها در این حسینی? زیبا اگر روی حساب نبود، الان این سقف‌ها پایین می‌ریخت. این سقف می‌ماند، چون روی حساب است، کاری که روی حساب نیست، هیچ نتیجه‌ای ندارد، یا مقداری نتیجه دارد و از بین می‌رود. هم? مذاهب منظم هستند، چرا ما منظم نباشیم؟ گفتیم آقایان ما هم باید منظم باشیم. ما هم به یک سازمان مرکزی احتیاج داریم. برای اینکه اگر این سازمان مرکزی نباشد، بچه‌هامان در مدرسه تعلیمات دینی نمی‌بینند. بچه‌ای که در مدرسه تعلیمات دینی ندید، در خانه هم تعلیمات دینی ندید، در کوچه هم تعلیمات دینی


[67].?یسوعیان.

[68].?الرحمان،7.

[69].?طلاق، 3.

[70].?حجر، 21.

[71].?الرحمان، 5.

[72].?الرحمان، 8-9.