و قبر حضرت زینب(س) را همانطور زیارت میکنند که ما قبرحضرت امام حسین(ع) را زیارت میکنیم و زمانی که میخواهند از حرم بیرون بیایند، عقب عقب میآیند و پشتشان را به حرم نمیکنند. با این همه علاقهای که به اهلبیت دارند، شیعه که بگویی، حالتی به آنها دست میدهد. برای اینکه نمیداند شیعه هیچ معنایی جز پیروی از اهلبیت ندارد. این وضع داخلی و آن هم وضع خارجی. اقداماتی هم شده، ولی هنوز آن اقدامات آن طور که لازم است، انجام نشده است.
خداوند عنایت کرد به بنده بعد از وفات مرحوم آیت الله آقای آسید عبدالحسین شرفالدین که در شهر صور بودند و وفات کردند. ایشان یک سال قبل از فوتشان اتفاقاً بنده را دیدند. چون نسبتی داریم، به دیدارشان رفتم و دستشان را بوسیدم و یک هفته پیش ایشان بودم و ایشان خوشش آمد و اظهار محبت کرد و گویا در مرض مرگش به مردم صور گفته بود که اگر توانستید فلان کس را بیاورید، بیاورید. یکیدو سال گذشت، هستند علمای بسیاری از لبنان در لبنان هم علمای بزرگی هستند که خواستند به آنجا بروند و اهل صور راضی نشدند و بالاخره به عنوان تجربه بنده رفتم و ماندم. در آن شهر فعالیتهایی کردیم. به مردم میگفتیم که دین همچنان که برای اصلاح شئون آخرت و اصلاح روابط بین انسان و خدا خوب است، برای بهتر زندگی کردن هم هست. شئون زندگی مردم را هم معالجه میکند. راهحل مشکلات مردم هم هست. راجع به این موضوع خیلی بحث کردیم. ضمناً به کارهای فقرا و بیماران و مستمندان هم اظهارعلاقهای نشان میدادیم. مثلاً با گدایی مبارزه کردیم و گدایی را در آن منطقه برانداختیم؛ چون اغلب گدایان شیعه بودند و دستشان را پیش دیگران دراز میکردند. به فقیر واقعی رسیدگی کردیم و برایش حقوقی معین کردیم و بعد هم به مردم گفتیم ای مردم اینهایی که شما به آنها کمک میکنید، فقیر نیستند. اگر فقیری هم شناختید به ما بگویید، ما وضع او را اداره میکنیم. اگر هم میخواهید صدقه دهید و دفع بلا بکنید یا به ما بدهید و یا در صندوق صدقات بیندازید. در ظرف دو هفته گدایی به کلی از بین رفت. بعد، مدرسهای حرفهای[66] ساختیم که جناب آقای معز، نامی از آن بردند که در آنجا حرفههای مختلف آموزش داده میشود؛ دارالایتام است. این مدرسه هم برای معالج? فقر به وجود آمد. مدرسهای برای تربیت دختران به وجود آمد که دختران، با حجاب در ظرف یک سال خیاطی، و طباخی، برودری دوزی، کارهای دستی و کمکهای اولیه که به مریض میشود و کلی? شئون مادری را به علاو? تعلیمات دینی را میآموختند و آموزش میدادیم. مدرسه پرستاری درست کردیم که پرستار متدین درست کند. این جور کارها مردم را خیلی تشویق و علاقهمند کرد. از طرف دیگر، نوع تبلیغات دینی بنده، به لطف خدا و به برکات اهلبیت مورد قبول هم? مذاهب قرار گرفت. همان طور که ما از بیدینی و نارضایتی مردم و بهخصوص طبق? جوان نگران هستیم، سنیها و مسیحیها هم نگران هستند. هیچ فراموش نمیکنم در شبی رئیسالوزرای وقت که سنی بود، و الان هم رئیس الوزراست به من گفت اگر جوانان شیعه را برای خاطر علی(ع)، به طرف اسلام دعوت میکنی، جوانان سنی را هم به طرف اسلام دعوت کن، برای خاطر محمد - صلی الله علیه و آله وسلم. - گفتم ما خدمتگزار محمد(ص) هستیم. اگر علی(ع) را هم
[66].?مدرس? فنیحرفهای جبل عامل.