عربی و اسلامی و دیگر نیروهای عرب و مسلمان و بلکه تمام وجدانهای بیدار و از جمله نخبگان ملت فرانسه، همگی در چارچوب رسالت تاریخیشان به حمایت از آنان برخاستند و زمانی که نبرد آزادیبخش بهثمر نشست، بهرغم وجود مشکلات داخلی که وجود داشت و دارد و ملت الجزایر را رنج میدهد، جای نگرانی نمیبینیم، زیرا الجزایر کشور خودشان است و اختلافشان داخلی است و در آینده آنان موفق خواهند شد که گزینههای برترشان را انتخاب کنند. این تجربهای موفق است که در برابر چشمان ما قرار دارد و چریکهای فلسطینی نیز منطقی خلاف این منطق ندارند.»
سخن که به الجزایر و نیروهای اسلامی کشید، کنفرانس اسلامی رباط به یادم آمد. نظر امام را درباره اینکه آیا اینکنفرانس شکست خورده و یا دستاوردی داشته است، جویا شدم و پرسیدم که آیا این کنفرانس در برخورد با مسئله فلسطین با توجه به مسئله قدس و بیتوجهی به ابعاد دیگر، به مقاومت فلسطین توهین نکرده است؟
امام پاسخ داد: «فکر نمیکنم که کنفرانس اسلامی با مقاومت رفتار بدی داشته است، زیرا در یکی از مصوبههای این کنفرانس عبارت «به رسمیت شناختن و مشروع دانستن تلاشهای ملت فلسطین برای باز پسگرفتن سرزمینش» گنجانده شده است.»
امام سخنش را چنین جمع و جور کرد: «شک نیست که نیروهای اسلامی که میتوانند وارد عرصه پیکار فلسطین شوند، که در حقیقت عرصه نبرد خودشان است، بسیار بیش از آن چیزی است که تاکنون وارد این عرصه شده است.»
در پایان از ایشان پرسیدم که در تلاش برای برونرفت از بحران لبنان که عملیات چریکی به افزودن بر دامنه این بحران متهم شده است، مجلس اعلای شیعیان چه جایگاهی دارد؟
حضرت امام پاسخ داد: «ما چنانکه در بیانیهمان نیز اشاره کردیم، از زمان شکلگیری این بحران نقش نیروی فشار داخلی را داشتهایم و نه نقش مسئولان یا نمایندگان یا وزرا و یا فرماندهان نظامی را.»
1 پرسیدم: آیا نمیکوشید از رابطه دوستانهتان با دیگر فرقهها برای تشکیل همایشی دینی به هدف برونرفت از این گرداب بهره گیرید؟ 1
جواب: «تلاشکردهایم و به تلاشهایمان ادامه میدهیم.»
سؤال دیگری باقی ماند که نتوانستم کتمانش کنم: در متن این درگیری میان چپ و راست، دلتان با کدام طرف است؟ حضرت امام که گویی آنچه را در خاطرم میگذشت، دریافته بود و درحالیکه عبای مشکیاش را جمعوجور میکرد، با لبخندیکه بر لبانش نقش بسته بود، پاسخ داد: «به لحاظ اصولی من به هیچ جریانی که در شکلگیری آن مشارکت نداشتهام و پیش از حضورم شکل گرفته است، وابسته نیستم. ازهاینهرو، منتسب دانستنم به جریان چپ را که از بیش از شش سال پیش بدان متهم بودهام و یا به جریان راست را که در این روزها برخی دوست دارند مرا بدان متهم کنند، ستمی به خود میدانم. من اصول خود را از صراط مستقیمی میگیرم که اسلام بدان دستور داده است و این راه را ادامه خواهم داد تا زمانی که با مرگ و یا شهادت به دیدار حق بشتابم.»
1 مهم این است که امام پیشنهاد میانجیگری برای گفتوگو با چریکها را داده است و گام بعدی را باید دولت بردارد که آیا میخواهد از بحران خارج شود؟ 1