قابلیتها گفتیم، در نظر دارد.
هر انسانی در تخصص خود از دیگران برتر است. مهندس در تخصص خود بر دیگران برتری دارد. پزشک در علم پزشکی از مریض برتر است. عالِمِ دینی در تخصص خویش از پرسشگران بالاتر است. پزشک در آنچه بر دیگران برتری دارد، یعنی در تخصص خود، سایر افراد را رهبری میکند و دیگران در حوزه تخصصی او از او تبعیت میکنند. در حالی که همان پزشک که در تخصص خود مرا رهبری میکند، در تخصص من مطیعِ من است. هردوی ما در حوزه تخصص مهندس مطیع اوییم و هر سه نفر ما در حوزه تخصص حقوقدان از او اطاعت میکنیم و هر چهار نفر در حوزه تخصص بازرگان و کشاورز از آنان پیروی میکنیم. بنابراین، بعضی از شما را در حوزه تخصصی بر دیگران برتری دادیم: لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا. این، معنای تفاوت در تخصص است. لذا افراد بشر با هم برابرند، همچون دندانههای شانه. تفاوت در لیاقتهاست و این، همکاری میان افرادِ جامعه را تسهیل و تثبیت میکند.
ایمان به عدالت خداوند به کمال خداوند و به بخشندگی و مهربانی اوست. خداوند است که جامع صفات کمالیه است. خدا رحیم و رئوف و مهربان و عادل و عالم است. او مخلوقات را آفریده و صفات خود را در آنها منعکس کرده و این امری طبیعی است؛ انسجام میان علت و معلول و تناسب میان علت و معلول.
معلول همواره به شکل علت است و این اصل دومی را ایجاد میکند. این اصل میگوید: انسان ذاتاً پاک است. در میان انسانها فردِ پست و کسیکه نتوان او را اصلاح کرد یا نتوان با وی همکاری کرد، وجود ندارد. اگر چنین شخصی یافت شود، در میان مخلوقات استثناست. این امر تعاون را برای انسانها آسان میکند و به ایشان اجازه میدهد که دست خود را برای همکاری به سوی هر انسان دیگری دراز کنند، و این فطرت الهی است که مردم را بر آن آفریده است: فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا.[217]
بنابراین، ایمان به خدای یکتا تسهیلکننده است و ایمان به عدالتِ خالق تسهیلکننده است و ایمان به روزِ حساب و معادْ انسان را وامیدارد که احساس مسئولیت دقیق داشته باشد و در قبال جامعه خود احساس وظیفه دینی کند. عضو این جامعه، هنگامیکه عطا میکند، هرگز کموکاست روانمیدارد. پس میبینیم که آموزههای حوزه فرهنگ مفهوم زیبایی به جامعه داده و عرصه ایمانْ راهِ صحیحی برای تشکیلِ جوامع ایجاد کردهاست.
در حوزه احکام مباحث بسیاری مطرح شده که به شئون جامعه اختصاص دارد. اینک برخی از آنها را درباره تشکیل جوامع بیان میداریم. ملاحظه میکنید که اسلام چگونه پیوندها را تأیید و مستحکم میکند. در خانواده روابط میان زن و شوهر را تقدیس میکند و آن را وظیفهای مقدس میداند که فوق آن وظیفهای نیست و ازدواج را از ساختن مسجد برتر میداند و قطع پیوند زناشویی و کوتاهی در ادای وظایف زندگی مشترک را معصیتی فراتر از کوتاهی در ساختن مسجد به شمار میآورد. پس پیوند میان زن و شوهر مقدس است و استوار.
بعد، پیوند میان فرزندان و والدین را تقدیس میکند و آن را وظیفهای قریب به اطاعت از خداوند میداند. شما دهها آیه از آیات قرآن را میبینید که پس
[217]«فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است.» (روم،30)