ماه و بقیه اجزای هستی وظایف خود را نه به حکم اراده بلکه بدون اختیار انجام میدهند. آنها به سوی ایفای وظیفه رانده میشوند و بهکار گرفته میشوند. آدمی تنها موجودِ مختار است و بدینسبب، از عملِ او به ادای امانت تعبیر میشود. بنابراین، دهش و عطای انسان انفاق و انفاق یکی از صفاتِ پنجگانه متقیان است. امانتداری و ادای امانت واجب است و بدینسان، در این اصطلاح و تعبیراتی نظیر آن و در عطا رنگ قداست را مشاهده میکنیم.
همچنین، در تفسیرهای دینی، این سخن را میبینیم که «مردم همه عیال خدایند و محبوبترین مردم نزد خدا کسی است که سود بیشتری از او به عیال خدا (مردم) برسد.» پس عطا کردن به جامعه، سود رساندن به عیالالله است. در نتیجه، موجب قربِ پروردگار میشود. به این نتیجه میرسیم که بهطور خلاصه، اسلام پیوندهای اجتماعی را مقدس و عبادت میداند.
طریق سوم: اسلام این پیوندها را تثبیت میکند و برای آنها خطوط و موازینی قرار میدهد. این موضوع را در مجموعه تعالیم اسلام صریح و واضح میبینیم. اینک نمونههایی از آن را ذکر میکنم، ولی فعلاً مجال بحث مفصل در این زمینه وجود ندارد. شما میدانید که دین عرصههای گوناگونی دارد، از جمله:
1. عرصه فرهنگی، یعنی مفاهیم و تفاسیری که اسلام از پدیدهها و اشیا به دست میدهد.
2. عرصه ایمان، یعنی اعتقاد به خدا و روز آخرت و نبوت.
3. عرصه احکام، یعنی واجبات و محرمات، درست و نادرست، جایز و غیرجایز.
4. عرصه اخلاق و صفات و فضایل.
این چهار عرصه وجود دارد و ما مشاهده میکنیم که در همه این چهار عرصه، به وضوح، به روابط اجتماعی اهمیت داده میشود.
در حوزه فرهنگی و مفاهیم به تفسیر اسلام از جامعه مینگریم و میبینیم که میفرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ.[213] افراد جامعه را برادر میداند و با این روش میخواهد میان افراد جامعه خویشاوندی و پیوندهای عاطفی و منطقی ایجاد کند. سپس، در این معنا مبالغه میکند و از حد برادری فراتر میرود و میفرماید: «مؤمنان همچون یک تن واحدند که هرگاه عضوی دردمند شود، دیگر اعضا با او همدردی میکنند.» اعضای جامعه را به اجزای بدن تشبیه میکند و این معنا در بسیاری از آیات قرآن دیده میشود. در این آیات از افراد به «بعض» تعبیر میشود.
میدانیم که در اصطلاح منطق، دو کلمه «بعض» و «فرد» با یکدیگر متفاوتاند. «بعض» جزء یا قطعهای از شیء است، ولی فرد واحدی مستقل و مجزاست. همچنین، در تعالیم قرآنی میبینید که از «اموال» به «اموالکم» تعبیر میشود؛ به صورت جمع: لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ.[214] یعنی همه اموال متعلق به همه شماست و به مال همه تعبیر میشود. «بَعضُکُم مِن بَعضٍ» و «أَوفوا بعُقُودِکُم» یعنی آنان را قطعه واحدی به حساب میآورَد که دارای اجزای متعدد است.
پس تفسیر اسلام از جامعه و مفهومی که از جامعه به دست میدهد، برادری و خویشاوندی اعضای جامعه و یکپارچگی آن، مانند بدنِ واحد است. این در حوزه فرهنگ.
[213]«هر آینة مومنان برادرانند.» (حجرات،10)
[214]«اموال یکدیگر را به ناحق مخورید.» (نساء،29)