نمیاندیشد که این کارهای ناآشکار دیده نمیشود. فکر نمیکند که ممکن است بمیرد و به پیروزی نرسد و یا اینکه ممکن است اشتباه کند. بنابراین، جنبه عبادی عمل، تأثیر بسیاری در نشاط و هیجان انسان و رسیدن وی به اهدافش و بسیج نیروهای بشری در راه خیر دارد. این هم نکته دوم.
نکته سوم در این نوع آموزش: «وَابتَغِ فیمَا آتاکَ اللهُ الدّارَ الآخِرَة.» مسئله مشارکت در نتیجه است. امروز اگر به شخصی مسئولیت ساختن راه یا کارخانه یا مدرسه یا مسجدی را بدهند و او از طرف دولت مأمور شود که این کار را انجام دهد، او پس از اتمام کار به صورت صحیح و کامل اجرت خود را نقداً میگیرد. حال اگر تفکر این شخص تفکر مادی باشد، او به پاداش خود رسیده است؛ مدرسه یا کارخانه یا راهی ساخته و اجرت خود را گرفته و کار تمام میشود. اما اگر کار این شخص جنبه عبادی یا دینی داشته باشد، پاداش وی با اخذ اجرت تمام نمیشود. بلکه هرکس در این کارخانه کار کند و زندگی آسودهای داشته باشد، اجری به او میرسد. هرکس لباسهای این کارخانه را بپوشد و خود را از گرما و سرما حفظ کند و شکر خدا را کند، پاداشی از سوی خداوند به سازنده این کارخانه میرسد. آیا در حدیث شریف نخواندهاید: «مَن سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کانَ لَهُ اَجرُها وَ أَجرُ مَن عَمَلَ بِها إلی یومِ القِیامَةِ.» (هرکه سنت خوبی بر جای نهد، ثواب آن و ثواب کسانی که تا قیامت به آن سنت عمل کنند، بدو میرسد.) یعنی صدقه جاریه از خویش بهجا گذاشته است. اگر قصد من قربت خداوند باشد، ولو اینکه اجرت هم بگیرم، وقتی به تکلیف خویش عمل کنم و مدرسهای بسازم، هرکس به این مدرسه یا دانشگاه وارد شود و در آن درس بخواند و خدمتی کند، من در کار او شریک هستم. اجری بیشتر از این هم میخواهید؟ کارگری که در ساخت مدرسه یا سالن و یا در راهسازی مشغول به کار است، در پاداش و نیکیهای کسانی که از این مدرسه یا سالن یا راه استفاده میکنند، شریک است. آیا برای ما بهتر نیست که در کارهایمان قصد تقرب به خدا بکنیم؟ به نظر من مطلب واضح است.
دین با این تعلیم میخواهد کارهای سخت را بر ما آسان کند، تا بهتر بتوانیم از زندگی خویش لذت ببریم. هدف دین رساندن سود یا دفع ضرر از خداوند متعال نیست، چون او بینیاز است. بنابراین، رنگ عبادیای که دین به کارهای زندگی و تجربههای ما و تعهدات ما و تعلیم و تعلم ما و نوشتهها و سخنان ما یا حتی کشاورزی ما میزند، کار ما را گوارا و دلچسب میکند و بدینترتیب، انسان به موفقیت صددرصد مطمئن میشود و درمییابد که پاداشی بیشتر از پاداش مادی دارد، بلکه در نتیجه تمام این کارها شریک است. بدینگونه زندگی برای انسان سهل و آسان میشود و بهتر میتواند از زندگی خویش بهرهمند شود و این همان معنای جاودانگی است. اینکه نام انسان جاودانه بماند، جاودانگی حقیقی نیست. جاودانگی حقیقی جاودانگی نزد خدا و کسب رضایت خداست و اینکه انسان نامش در کتاب خدا ثبت شود. این معنای جاودانگی است که انسان به دست میآورد بدون اینکه چیزی از دست دهد؛ نه کار خویش را از دست میدهد و نه معتکف مسجد میشود و نه وظایف خود را ترک میکند.
برادران، بیایید عمل کنیم. هیچ مانعی نیست که زنِ خانهدار که به شوهر و فرزندانش خدمت میکند، قصدش خدمت به خدا و جهاد در راه او باشد. حتی کار او در خانه به منزله سجده برای خدا باشد. همینطور است شخصی که در خارج خانه مشغول