دراینصورت تا آخر عمر بر گردن من حق دارید و من برای توفیق و سلامتی بیشتر شما دعا خواهم کرد.
این مقدمه سخن بود که به صورت مختصر برای شما گفتم. در پایان سخن خویش دوباره در این مورد سخن خواهم گفت و حالا آنچه به شما در خانه برادر عزیز، شیخ علی سلیمان، وعده داده بودم، بیان خواهم کرد. دیشب به مناسبت تولد حضرت امام علیبنموسیالرضا مراسم ممتاز و ویژهای برگزار کردیم، مانند روزنامهنگاران که گاه به مناسبتی خاص ویژنامهای بسیار عالی منتشر میکنند. هماکنون بحث پیشین را درباره روش دعوت دین به بهرهمندی از زندگی ادامه میدهیم.
ما به معانی مختلفی از آیه: وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ[205] اشاره کردیم. میتوانیم به امر خداوند از نماز و روزه یاری جوییم و مزرعه یا کارخانه یا مدرسه یا اداره رفتن و تجارت و کشاورزی و تدریس و یا کارهای عادی خود را بهمثابه عبادت و نماز و سجود بدانیم. سپس، به این قسمت رسیدیم که مؤمن میتواند همه زندگی خود را به سجدهای دائم تبدیل کند و همیشه متصل به حضرت حق باشد. میتواند در خوردن و آشامیدن خویش نیت صالح و قصد قربت داشته باشد و به پروردگار خویش نزدیک شود، زیرا همه این اعمال نعمتهایی از جانب خداوند است. چنانچه انسان این کارها را ضمن رعایت تعالیم اسلام و حلال و حرام انجام دهد و در اعمال خود قصد ادای واجبات و خدمت به مردم داشته باشد، ولو اینکه به خود و خانواده و بستگان خود هم خدمت کند، این کارها برای او عبادت و نماز است. روایتی از امام علیبنالحسین(ع) نقل کردم. شخصی به ایشان گفت: من به دنیا مبتلا شدهام، و ابتلای خویش را این چنین وصف کرد که به کار تجارت مشغول است و هدف او در تجارت کسب سود و تأمین زندگی خود و فرزندان و خانواده خود و ادای صله رحم و نیکی به همسایه است. امام در جواب فرمود: این دنیا نیست، این آخرت است. شما عزیزان در کشور محل مهاجرت خود به انواع مختلف تجارت اشتغال دارید و انرژی خود را در این زمینه صرف میکنید و تلاش بسیاری میکنید. هدفتان از تجارت این است که وضعیت بهتری پیدا کنید. هریک از شما بنده خداوند است؛ خدایی که دوست دارد آثار رحمت خود را در زندگی شما و فرزندان شما و خویشاوندان شما و در تربیت فرزندان صالحتان ببیند. و نیز دوست دارد ببیند که شما در طرحها و در مؤسسههای مختلف نقش دارید و با به دست آوردن ثروت، بسیاری از وظایفتان را انجام میدهید؛ صله رحم میکنید و به همسایه خود نیکی و به مستمندان کمک میکنید. بدینسان، بسیار روشن است که تجارت شما عبادت محسوب میشود. بنابراین، ما خدا را تنها در مسجد عبادت نمیکنیم. در دکان و کارخانه و دفتر و خانه و سفر و حضر، پروردگار را عبادت میکنیم. ما در روایت میخوانیم: «مسجد زن خانه اوست.» یعنی اینکه هر کار و هر اقدامی که در منزل انجام میدهد، هر گامی از آن، سجده محسوب میشود. شببیداری او برای مراقبت از فرزندش، تهجد و نماز و سجده محسوب شود. هر کاری که برای کمک به شوهرش انجام میدهد، نماز و سجده است. بنابراین، زن میتواند زندگی خانوادگی خویش را به عبادت و نماز و سجده تبدیل کند. البته، تحقّق این امر در صورتی است که زن بخواهد و نیت کند. بدون تردید، اگر بخواهد در کاری قصد قربت کند،
[205]«در آنچه خدایت ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی.» (قصص،77)