گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 321

می‌سازد. بنابراین، همه در خسران‌اند، مگر کسانی که ایمان آورده‌اند. ایمان امری تجریدی در درون آدمی نیست که بر اندیشه و احساس بازتابی نداشته باشد.

« ﴿ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ .» عملِ صالح نتیجه ایمان است، زیرا ایمان حقیقی یعنی احساس پیوندی که راهی متفاوت از راهِ غیرمؤمن پیش روی من قرار می‌دهد. هنگامی که ایمان به قلب راه می‌یابد، بر چهره و زبان و دست نمایان می‌شود. این معنا از ایمان در بسیاری از آیات قرآنی و روایات به چشم می‌خورد. در حدیثِ شریفی آمده است : «مَن اسرَّ سَریرةً ألبَسَهُ اللّهُ رَداءهَا» یعنی هرکس در درون خود چیزی، چه خیر و چه شر، پنهان کند، این شیء پنهانی بر دیگران پوشیده نخواهد ماند، بلکه به روشن‌ترین شکل ممکن بر زبان ظاهر می‌شود. «الرداء» در زبان عربی یعنی لباسی که آدمی بر روی دیگر لباس‌ها می‌پوشد. به اصطلاح لباسی را که همه لباس‌ها را می‌پوشاند، عبا یا رداء می‌نامیم. در این حدیث کنایه زده شده است که اگر تلاش کنی تا سرّی را در قلبت پنهان کنی، چنان‌که ردای تو برای همه آشکار است، سرت نیز برای همه روشن خواهد شد. به دیگر سخن، چیزی را که بیشتر پنهان کنی، آشکارتر خواهد شد. قرآن کریم در برخی آیات تأکید می‌کند : « ﴿ أَم حَسِبَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ أَن لَن یُخرجَ اللهُ أضغانَهُم وَلَو نَشاءُ لَأَرَیناکَهُم فَلَعَرَفتَهُم بِسیماهُم وَلَتَعرِفَنَّهُم فی لَحنِ القَولِ .»[324] کسانی که در قلبشان الحاد یا مرضی باشد، گمان می‌برند که الحادشان آشکار نمی‌شود، اما ای محمد، از لحن سخنشان می‌توانی بشناسی‌شان، از سخن گفتنشان و از چهره‌شان. این سخن بدین‌معناست که آنچه در قلب است، بر بدن بازتاب دارد. این مسئله طبیعی است و پس از آن، در فلسفه دانستیم که روح و بدن در تعامل‌اند و بر یکدیگر اثر دارند. این امر دیگر نیازی به اثبات ندارد. آن را بارها تکرار کرده‌ام. خجالت و حیا صفتی روانی است که بر چهره منعکس می‌شود و رنگ آدمی قرمز می‌شود. ترس که حالتی روانی است به زردی چهره می‌انجامد. انسانی که دچار مصیبتی شده است، میل به خوردن ندارد و آدمی که دردی جسمانی دارد، نمی‌تواند خوب بیندیشد. گفته‌اند : «عقل سالم در بدن سالم است.» تعامل میان روح و بدن امری واقعی است. بنابراین، هر صفت روحانی بر جسم نیز بازتاب دارد و عمل صالح نیز از طبیعت ایمان و اثر ایمان است. این‌گونه است که می‌توانیم معنای عمل صالح را دریابیم.

عمل صالح چیست؟ عمل صالح عملی است که از ایمان به خدا سرچشمه می‌گیرد. چه‌بسا، مردم می‌گویند که این عمل کاری انسانی است. معنای کار انسانی چیست؟ پاسخ این پرسش بنابر تفسیری که از انسان ارائه می‌کنیم، مختلف است. «انسانی بودن» به چه معناست، تا کاری که انجام می‌دهم، انسانی باشد؟ عمل انسانی، بنابر نگاه مؤمن، عملی متفاوت است، زیراکه انسان بنابر نظر مؤمن چیزی دیگر است. اما تفسیر انسان از دید مؤمن چیست؟ انسانی که ما می‌شناسیم، موجودی آزاد و مستقل و جزئی از جامعه و جزئی از هستی و از آفریده‌های خداوند است. وجودش ابعادی دارد که عمل صالح از خلال همین ابعاد چهارگانه صادر می‌شود. این مسئله بحثی طولانی است که إن‌شاءالله در آینده بدان خواهیم پرداخت. عمل صالح عملی است که از ایمان به خدا ناشی می‌شود و اثری از آثار ایمان است

[324]. «آیا آنان که در دلشان مرضی است، می‌پندارند که خدا کینه‌ای را که در دل نهفته دارند، آشکار نخواهد کرد؟ اگر بخواهیم، آن‌ها را به تو می‌نمایانیم و تو آن‌ها را به سیمایشان یا از شیوه سخنشان خواهی شناخت.» (محمد، 30-29)