گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 259

اما در برخی تفاسیر آمده است که «إنحَر» یعنی در نماز دستانت را بر گردنت بگذار، یعنی دست به سینه گذاشتن. در برخی کتاب‌ها این حدیث از حضرت علی(ع) نقل شده است. به نظر من این حدیث نادرست است. نمی‌خواهم این حدیث را از منظر علم رجال بررسی کنم، بلکه می‌خواهم از حیث زبانی آن را بررسی کنم. «إنحَر» صیغه امر است و اگر مشتق از واژه «النَّحر» به معنای دست به گردن باشد، باید از صیغه «تَنَحَّر» استفاده می‌شد، و نه «إنحَر»، زیرا اگر بخواهیم فعلی از اسم بسازیم، فی‌المثل می‌گوییم «تَوَسَّد الحَجَر» (سنگ را زیر سر گذاشتن).

«إنحر» در زبان عربی به این معنا که «دستت را بر گردنت بگذار» به کار نمی‌رود، بلکه «إنحَر» یعنی «إذبَح» (ذبح کن). اگر بخواهیم بگوییم دستت را در نزدیک گردنت قرار بده، باید بگوییم «تَنَحَّر» و نه «إنحر». پس این حدیث نادرست است و معصوم دچار خطا نمی‌شود.

«﴿فَصَلِّ لِرَبِّک وَ انحَر إنَّ شانِئَک هو الأَبتَر. » دشمنت مرده است و اوست که نه دنباله‌ای و نه خاندانی دارد و واقعاً هم دشمن پیامبر خاندان نداشت. اگر پیامبر امتی دارد، دشمنش امت ندارد. اگر فرزندان رسول قبور و مشاهد و اسمائی دارند، دشمنش هیچ‌کدام از این‌ها را ندارد. اگر پیامبر اصول و ارزش و اخلاق و آموزه‌ها و رسالتی دارد، دشمنش ندارد. پس ای پیامبر، دشمنت ابتر است نه تو، شاد باش و شکر خدای را به جای آور و از او پیروی کن.

این سوره مبارک به ما می‌آموزد و تأکید می‌کند که اگر آدمی در راه حق گام بردارد، جاودانه خواهد ماند : «﴿کُلُّ مَن عَلَیها فان وَیَبقی وَجهُ رَبِّک ذُوالجَلال وَ الإکرامِ. »[282] یعنی هر عملی که برای ذات خدا باشد، جاوید است. بنابراین، انسانی که در مسیر حق است، جاودان می‌ماند. توضیح این حقیقت که چگونه انسان اگر در راه خیر و حق گام بردارد، جاودانه است و اگر در راه باطل باشد، نابود می‌شود، نیاز به مطالعه و بررسی تجربه‌های بشری دارد. حق و خیر راه‌های گوناگونی دارد؛ راه علم راه حق است، راه عدل راه حق است، راه اخلاق راه حق است. همچنین، راه‌های به سوی خدا و صفات خدا راه‌های حق‌اند. برخی از این راه‌ها را در پی توضیح خواهیم داد.

امروز در برابر ما جلوه‌هایی از علم قرار دارد. علم یعنی برق و صنعت، فیزیک و شیمی، یعنی همه وسایلی که امروز با آن‌ها زندگی می‌کنیم : ساختمان و اتومبیل و هواپیما و وسایل حمل و نقل و غیر این‌ها. می‌پرسیم این امور و این بنیان و این درجه از علم چگونه به دست آمد؟ بی‌شک، هر دانشمندی سنگی از این کاخ را گذاشته است. هر دانشمندی تجربه‌ای داشته است و آن را تقدیم کرده است. این تجارب همه جمع شده‌اند، و هر سنگی در کنار سنگ دیگری قرار گرفته است، تا اینکه علم به اینجا رسیده است. نمی‌توان گفت که استفاده از برق در خانه و ماشین و رسانه‌های جمعی و وسایل گرمایشی و سرمایشی، همه، محصول کار یک نفر است. هزاران نفر تلاش کردند و تجربه‌هایشان را در کنار یکدیگر قرار دادند تا علم به این درجه رسید. پس ما از تولیدات هزاران دانشمندی که در این راه تلاش کردند، در تمدنمان بهره می‌بریم.

هرکس در ساختن بنیان علم سهمی دارد و

[282]. «هرچه بر روی زمین است، دستخوش فناست، و ذات پروردگار صاحب جلالت و اکرام توست که باقی می‌ماند.» (رحمن، 26 و 27)