گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 13

از آن سخن به میان می‌آمد، از حد شعار و ادعا فراتر نخواهد رفت. از سوی دیگر، اختلاف طبقاتی میان مناطق و اقشار گوناگون روزبه‌روز شدیدتر می‌شد، چنان‌که امروزه این پدیده را در مقایسه میان کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه شاهد هستیم و همین امر، بشریت را با پیچیده‌ترین مشکل تمامی اعصار مواجه ساخته است. نکته دیگری که مشکلات اجتماعی لبنان را دو چندان می‌کرد، آن بود که ملت لبنان در تاریخ طولانی خود، به زندگی فرقه‌ای، قبیله‌ای و ایلی عادت کرده بودند. با توجه به همه موارد مذکور، و از آنجا که سرزمین‌های مختلف تا حدودی میان فرقه‌ها و قبایل تقسیم شده بود، تصمیم بر آن شد که در ساختار حکومت و در تقسیم منابع ملی نیز همان شیوه فرقه‌ای برقرار باشد. از این رو، بر این مسئله در قانون اساسی موقت نیز توافق کردند، زیرا عقیده داشتند که در مراحل آغازین و ابتدایی شکل‌گیری دولت، این روش تأمین‌کننده عدالت اجتماعی در میان شهروندان خواهد بود.
آنچه ذکر کردیم، معنای نظام فرقه‌ای را در بهترین حالت و با خوشبینانه‌ترین نوع نگرش بیان می‌کند. این در حالی است که پژوهشگران برداشت‌ها و تفسیرهای دیگری نیز از وقایع آن دوره ارائه کرده‌اند که گذر زمان، درستی برخی از آن‌ها را به اثبات رسانده است.
به هر تقدیر، ربع قرن گذشت و عمر نسل اوّل این تجربه منحصر به فرد به سرآمد، و این مدت، هرچند در مقایسه با تاریخ طولانی امت‌ها کوتاه است، برای ارزیابی نتایج آن رویکردها کافی بود.
در خلال آن مدت، لبنانی‌ها، به‌ویژه ساکنان جنوب و منطقه بقاع، توانستند در سایه دموکراسی، آزادی و استقلال وظایف ملی و میهنی خویش را بر عهده گیرند و در راه تحقق این هدف بلند و والا، فعالیت‌های حیاتی خویش را آغاز کنند.
شیعیان که اکثریت مطلق این مناطق بودند، باور کردند که دوران استعمار و تحقیر و تبعیض و تحریف حقایق سپری شده است و آنان باید در راه دستیابی به زندگی بهتر برای خود و فرزندان خویش تلاش کنند و در راه ایجاد کشوری عزتمند، باکرامت و مستقل گام بردارند. نخستین رویکرد آنان کشاورزی بود. آنان توانستند منطقه ساحلی جنوب لبنان را به بوستان‌ها و مزارع حاصل‌خیزی تبدیل کنند که درآمد حاصل از آن در مجموع درآمد ناخالص ملی، رکورد به شمار می‌آمد. دشت‌های منطقه بقاع به کشتزارهایی مبدل شد که همانند آن در مشرق‌زمین وجود ندارد. مناطق کوهستانی هم که آبیاری در آن‌ها ممکن نبود، به کشت تنباکو و محصولات دیم اختصاص یافت.
از سوی دیگر، نخبگان شیعه به شهرها عزیمت کردند و ده‌ها هزار نفر از آنان در عرصه‌های عمرانی، فناوری، گردشگری، شهرداری‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها، کشتارگاه‌ها و غیر این‌ها مشغول به کار شدند. کسانی که بلند‌پروازتر بودند، به کشورهای عربی، آفریقای غربی، آمریکای لاتین و استرالیا مهاجرت کردند. این عده بی آنکه از حمایت سیاسی، نظامی و قانونی برخوردار باشند، به خواست خود هجرت کردند. تنها حامی آنان اخلاق و اصالت شخصی خود آنان بود. عده این مهاجران به یکصد هزار نفر رسید؛ کسانی که سخت کار می‌کردند و به دشواری روزگار می‌گذراندند، به امید روزی که به وطن بازگردند.
رویکرد جامعه شیعی به آموزش نیز شدت یافت. پدران کار می‌کردند و دشوارترین کارها را به جان می‌خریدند تا هزینه تحصیل فرزندان را تا مراحل