گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 12

جایگاه شیعیان در لبنان و جهان عرب

( بسم الله الرحمن الرحیم )
شیعیان، از زمان حضور در لبنان، به آبادانی کوه و دشت آن همت گماردند و جنوب و شمال و شرق آن را پاس داشتند. در آسودگی‌ها و ناگواری‌های لبنان سهیم بودند. خاک آن را به خون خویش آبیاری کردند و در آسمانش بیرق مجد و شکوه برافراشتند. در سرسبزی لبنان شریک بودند و آن را چنان آراستند که تا اوج زیبایی فرا رفت؛ و در خیزش‌ها و انقلاب‌ها همواره پیشتاز بودند، چندان‌که حق شمشیر را ادا کردند؛ و جانفشانی‌ها کردند، چندان‌که مرگ را نیز به تنگ آوردند. مدارس جبل‌عامل و کتب علمای آن در طول ده قرن، کتابخانه‌های لبنان بوده‌اند.
نگاهی گذرا به تاریخ نشان می‌دهد که شیعیان از دوران جبل‌عاملی‌ها و حمدانیان و از زمان حکومت بنی‌مرداس و بنی‌عمار در طرابلس و شمال، چه خدمات مهمی کرده‌اند. معروف است که کتابخانه آنان یک میلیون نسخه کتاب داشته است. در واقع، بهترین گفتاری که دراین‌باره مطرح شده، مصاحبه دکتر محمد علی مکی است که گزیده‌هایی از آن را نقل خواهم کرد که به ن��ش حمدانیان و بنی‌مرداس و بنی‌عمار و فرهنگ و تمدن آنان در آبادانی منطقه صور اشاره دارد و تحولات عمرانی صور و سیاست و شجاعت خیره‌کننده اهالی آن را ذکر کرده است. همچنین، جابه‌جایی‌های شیعیان در قرن‌های دهم، یازدهم و اوایل قرن دوازدهم و نیز مواضع سرسختانه آنان در برابر صلیبیان، پایداری کم‌نظیر آنان در برابر مملوکی‌ها و در کشتارهای هولناک قرن‌های سیزدهم و چهاردهم را بررسی می‌کند. این جلوه‌ها و ابعاد تاریخ شیعه، میان آنان و سرزمین لبنان پیوندی ژرف و همیشگی ایجاد کرده که نه آنان از آن دست می‌کشند و نه لبنان از آنان جدا تواند بود، چراکه سرنوشت آن دو با یکدیگر پیوند خورده است.
پس از آن دوران شکوه و عظمت، دوران استعمار و استبداد آغاز شد که آوارگیِ جوانان شیعه، فقر و تنگنا در سرزمین‌های شیعه‌نشین و نابودی مراکز آموزشی آنان را در پی داشت، چندان‌که مناطق شیعه‌نشین را به زندان‌هایی بزرگ مبدل و زندگی شیعیان را با پریشانی و رنج توأم کرد، هرچند شب دیجور آنان که قرن‌های متمادی به طول انجامید، از امید تهی نبود.
سرانجام، سپیده بردمید، امیدها محقق شد و دوران استقلال از راه رسید تا زخم‌ها را التیام بخشد، کرامت شهروندان را به آنان بازگرداند و با اعطای آزادی و عدالت، نیروها را در راه سازندگی میهن و پیشرفت آن بسیج کند، به‌گونه‌ای که همگان در عرصه‌های ملی و انسانی حضور یابند. در این میان، شیعیان نیز در راه میهن مخلصانه گام برداشتند و با عزم و اراده بسیار به آبادانی آن همت گماشتند.
لبنانیان دموکراسی را به‌مثابه شیوه حکومت پذیرفتند و جز آن نمی‌خواهند. سپس، دریافتند که مناطق مختلف لبنان از لحاظ فرهنگی، عمرانی و اجتماعی با یکدیگر تفاوت بسیار دارند، چنان‌که گویی هر منطقه، تمدنی جداگانه و گوناگون دارد؛ و این‌ها همه از تقسیم ناعادلانه فرصت‌ها و توسعه نامتوازن حکایت داشت.
در نتیجه این عوامل، آشکار شد که با چنین وضعیتی، تحقق عدالت اجتماعی پنداری بیش نخواهد بود و وحدت ملی که در اعیاد و مناسبت‌ها