گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 151

«عَلی مِنّی وَ أَنا مِن علیّ»[215] (علی از من است و من از علی‌ام.) در حدیثی دیگر آمده است: «أنا وَ عَلِی مِن شَجَرة واحِدَة.»[216] (من و علی از یک درختیم.)
تشابه این دو را در اخلاق و کردار به‌روشنی می‏��وان دریافت؛ مثلاً در زمینه عدالت می‏بینیم پیامبر(ص) در آخرین روز عمر خود به مسجد آمد و به منبر رفت و گفت: «ای مردم هرکس من به پشت او تازیانه‏ای زده‏ام، این پشت من است [بیاید و قصاص کند.] هرکس من از او مالی گرفته‏ام، بیاید و آن را از مال من برگیرد و هیچ‌یک از شما از اینکه مورد کینه و دشمنی قرار گیرد، نهراسد، زیرا چنین برخوردی درخور من نیست.» مردی برخاست و گفت: «ای رسول خدا، من بر شما حقی دارم. در روز احد که چوبی در دست داشتید و مردم را برای جنگ به صف می‏کردید، ضربه‏ای به شکم من زدید. می‏خواهم انتقام آن را بگیرم.» پیامبر فرمود: «نزدیک بیا، ای مرد.» وقتی آن مرد نزدیک شد، گفت: «ای رسول خدا، هنگامی که آن ضربه را به شکم من زدید، لباسی بر تن نداشتم و شکمم عریان بود. پیراهن خود را بالا بزنید تا شما را همان‌گونه که به من ضربه زده بودید، قصاص کنم.» وقتی پیامبر پیراهن خود را بالا زد، آن مرد خود را بر روی دو پای پیامبر انداخت و آن‌ها را بوسید و عذرخواهی کرد و گفت: «ای رسول خدا، دوست داشتم برای همه کسانی که این صحنه را می‏ّبینند و می‏شنوند، ثابت کنم که شما به آنچه می‏گویید، عمل می‏کنید و با آن زندگی می‏کنید و آنچه می‌گویید، از روی ریا و خودنمایی نیست، بلکه برای حق‏طلبی و حق‏خواهی است.»
این عدالت شگفت‏انگیزی را که در زندگی پیامبر می‏بینیم، در سخنان علی نیز می‏شنویم. علی(ع) فرموده است: «وَاللهِ لأَن أَبیتَ عَلَی حَسَکِ السَّعدانِ مُسَهَّداً أَو اُجَرَّ فی الأغلالِ مُصَفَّداً، أَحَبُّ اِلَی مِن أَن الَقی اللهَ [وَرَسولَهُ] یومَ القِیامَة ظالِماً لِبعَضِ حُقوقِ العبادِ وَغاصِباً لِشَیء مِن الحُطامِ.»[217] (به خدا اگر شب را بر روی خارهای گیاه سعدان (خار شتر) بیدار مانم و در طوق‏های آهنین، از این سو به آن سویم کشند، بر من خوش‌تر است تا در روز رستاخیز بر خدا و رسول درآیم و بر یکی از بندگان ستمکار باشم یا از او اندک چیزی گرفته باشم.)
در شجاعت و دلاوری نیز شباهت فراوانی میان علی و پیامبر وجود دارد. خیلی‏ها از شجاعت علی بسیار می‏دانند و این سخن او را شنیده‏اند که «ما أُبُالی وَقَعتُ عَلَی الموَتِ أو وَقَعَ المَوتُ عَلَی.»[218] (باکی ندارم از آنکه به کام مرگ درافتم یا مرگ مرا در کام خود کشد.) ولی باید این سخن امام را شنید که «هرگاه سختی‌ها به اوج می‌رسید و جنگ بالا می‌گرفت، به رسول خدا پناه می‌بردیم.»[219]
در اخلاق و بخشندگی می‏بینیم مقام او همانند مقام پیامبر است و شباهت میان زندگی آن دو واضح است.
درباره شجاعت امام داستان جالبی برایتان نقل می‏کنم: در جنگ صفین که جنگ میان امام علی(ع) و معاویه بود، امام معاویه را به مبارزه طلبید و فرمود: «خودت به جنگ بیا تا مرد�� در امان باشند. چرا باعث می‏شوی مردم یکدیگر را بکشند. بیا ما

[215]. ابن بابویه، محمد بن علی، الأمالی، تهران، کتابچی، 1376، ص 659.
[216]. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، چاپ دوم: بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق، ج 21، ص 280.
[217]. شریف الرضی، محمدبن‌حسین، نهج‌البلاغه، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول: قم، هجرت، 1414ق، ص 346، خطبه 224.
[218]. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله، شرح نهج‌البلاغة، چاپ اول: قم، مکتبة آیة‌الله المرعشی النجفی، 1404 قمری، ج 6، ص 117.
[219]. پیشین، ج 13، ص 279.