﴿ سَبِیلِ اللهِ أَموَاتًا بَل أَحیَاء ﴾ .»[14] منظور زندگی غیبی است، نه زندگی شهودی که ما با آن سر و کار داریم و مشاهده میکنیم؛ « ﴿ بَل أَحیَاء عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ * فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ وَیَستَبشِرُونَ بِالَّذِینَ لَم یَلحَقُوا بِهِم ﴾ .»[15] بنابراین، قرآن اسلوب غیبی همراه با اسلوب شهودی را به کار برده است.
مسلمانان در هنگام جنگ میگفتند: « ﴿ هَل تَرَبَّصُونَ بِنَا الا إِحدَی الحُسنَیَینِ ﴾ .»[16] شعار مسلمانان در هنگام نبرد و پیروزی، این جمله بود. منظور از دو نیکی (حسنیین) چیست؟ یعنی یا پیروز میشویم و به دنیا و حکومت و قدرت و مال و ثروت میرسیم و یا کشته میَشویم و از آخرت بهرهمند میشویم و به بهشت میرویم. یعنی چه بکشیم و چه کشته شویم، پیروزیم؛ یعنی در راه جهاد شکست و خواری وجود ندارد. آنچه هست پیروزی مطلق است. شیوه اسلامی چنین است. آنان خطاب به دشمن میگفتند: شما دو حالت در پیش دارید؛ یا ما را بکشید و بر ما پیروز شوید که سرانجام وارد جهنم میشوید و ناکامی و شکست برای شماست، یا ما شما را بکشیم که در نتیجه شکست خوردهاید. بنابراین، پیش روی شما یا آتش جهنم است یا شکست؛ ولی پیش روی ما یا بهشت است یا پیروزی.
این منطقی غیبی ـ شهودی است، یعنی هر دو در کنار یکدیگرند. اسلام در همه احکام خود، قانون پاداش و عقاب را قرار داده است. من نمیخواهم بگویم بحث پاداش و عقاب در بین مسلمانان به انحراف کشیده نشده است؛ بله، مسلمانان پنداشتند که تمام وعدههای قرآن درباره ثواب و پاداش به آخرت موکول است، بهگونهای که گویا دنیا برای ما نیست. ولی در عین حال باید توجه داشت که اسلام قایل به کیفر و پاداش و تعزیر و تشویق این دنیایی نیز شده، ولی همواره بر این نکته تأکید کرده است که پاداش آخرت تمامتر و کاملتر است و عذاب آن رسواکنندهتر و خفتبارتر. قرآن همواره جنبه غیبی را حفظ میکند و در نظام پاداش و مجازات خود، به هیچ وجه بعد غیبی و آخرتی را کنار نمیگذارد.
...اما درمورد فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی، میدانیم که بحث ارزشها و فضیلتها یا به تعبیر معاصر، ایدئولوژی اخلاقی، زیربنای همه فعالیتهای اقتصادی است. إنشاءالله بهطور مفصل به این موضوع خواهیم پرداخت. اگر احکام اسلامی مربوط به تجارت و کسب و کار و کشاورزی را ملاحظه کنید، درمییابید که همواره در همه زمینهها بر محور اخلاق و ارزشها میچرخد. این بحث طبیعتاً بحثی مفصل است و به آن خواهیم پرداخت.
در زندگی انسان باید بین آرمانهای نامتناهی و محدود بودن این دنیا توازن وجود داشته باشد و این مشکل را جز از راه غیبباوری نمیتوان حل کرد.
خواهش میکنم به این نکته توجه کنید: آرمان انسان نامتناهی است زیرا انسان هرچیزی به دست آورد، باز بیش از آن را میخواهد. ثروت میخواهد. وقتی به آن رسید، ثروت بیشتری میخواهد. مقام و اعتبار میخواهد. وقتی به آن رسید، بالاتر از آن را میخواهد. همسر میخواهد، شوهر میخواهد، أملاک میخواهد، حکومت میخواهد، ماشین میخواهد، خانه میخواهد، دانش میخواهد، هرچیزی و هر هدفی که انسان دنبال میکند، وقتی
[14]. «کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندار، بلکه زندهاند.» (آل عمران، 169)
[15]. «بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند، از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادماناند و برای آنها که در پیشان هستند و هنوز به آنها نپیوستهاند، خوشدلاند.» (آل عمران، 169-170)
[16]. «آیا برای ما جز یکی از این دو نیکی را انتظار دارید؟» (توبه، 52)
