گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 69

رسالت الهی (بخش سوم)

﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

﴿ شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّی بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی وَعِیسَی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ .

برای شما آیینی مقرر کرد، از همان‌گونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحی کرده‌ایم و به ابراهیم و موسی و عیسی توصیه کرده‌ایم که دین را بر پای نگه دارید و در آن فرقه فرقه مشوید. تحمل آنچه بدان دعوت می‌کنید بر مشرکان دشوار است. خدا هرکه را خواهد برای رسالت خود برمی‌گزیند و هرکه را بدو بازگردد، به خود راه می‌نماید.

﴿ وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلَی أَجَل مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِی شَکّ مِنْهُ مُرِیب .

از روی حسد و عداوت فرقه فرقه نشدند، مگر از آن پس که به دانش دست یافتند. و اگر پروردگار تو از پیش مقرر نکرده بود که آن‌ها را تا زمانی معین مهلت است، بر آن‌ها حکم عذاب می‌رفت. و کسانی که بعد از ایشان وارث کتاب خدا شده‌اند، درباره آن سخت به تردید افتاده‌اند.

(شوری، 13-14)

برای آنکه بتوانیم نقش رسالت الهی را که پیامبران برای مردم بر دوش می‌کشند، توضیح دهیم، باید درباره این مثال فکر کنیم. انسان وقتی می‌خواهد که ماشین یا وسیله‌ای مورد نیاز تهیه کند، از شرکتی که آن را تولید کرده یا کارشناس آن وسیله می‌خواهد که درباره نحوه استفاده از ماشین و ابزارهای موجود در آن و کارکرد و نگهداری از آن‌ها توضیحاتی به او دهد. شرکت مذکور نیز درباره مراحل اولیه که اصطلاحاً آب‌بندی نامیده می‌شود و چگونگی استفاده از ماشین در این دوره و اطلاعاتی دیگر از این دست، راهنمایی دقیقی می‌کند. هدف از این راهنمایی‌ها آن است که آدمی به بهترین و راحت‌ترین شکل و طولانی‌ترین مدت ممکن از ماشین یا آن وسیله استفاده کند. شرکت تولیدی یا آن فرد آگاه و کارشناس برای دادن آن راهنمایی‌ها شایسته است، چراکه از همه بخش‌ها یا دستگاه‌های ماشین یا ابزار و روش‌های استفاده از آن اطلاع دارد.

خداوند آفریننده هستی است و چنان‌که در این آیه می‌فرماید : «﴿الَّذِی خَلَقَ فَسَوّی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدی»[103] از جزئیات موجودات و وظایف آن‌ها و آثار و تحول آن‌ها در طول تاریخ مطلع است. اوست که آفریننده انسان‌هاست؛ و احساسات و دردها و آمال و نیازها و ابعاد وجودی و توانایی‌های آن‌ها را می‌داند. پس خدا می‌تواند راهنمایی‌های کلی بدهد که روابط آدمی را با سایر انسان‌ها برای ایجاد جامعه برتر تنظیم می‌کند و نیز، راهنمایی‌هایی ارائه دهد برای تنظیم روابط انسان با موجوداتی که با آن‌ها تعامل می‌کند، از آن‌ها بهره می‌برد و با آن‌ها زندگی می‌کند. این راهنمایی‌هایی که آدمی را از طریق این

[103]. «آنکه آفرید و درست اندام آفرید و آنکه اندازه معین کرد. سپس راه نمود.» (اعلی، 2-3)