گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 449

این اخبار را منعکس می‌کردند و ابعاد جدیدی به آن می‌دادند که بار دیگر در داخل لبنان انعکاس می‌یافت.

در موارد متعدد، روزنامه‌ها اخباری از درگیری‌هایی منتشر می‌کردند که ممکن بود اتفاق بیفتد و تلویحاً جبه? مقابل را به آمادگی برای رویارویی فرامی‌خواندند و بدین‌ترتیب، خون پاک مبارزان شرافتمند به زمین ریخته می‌شد، بی‌آنکه تأثیری داشته باشد و تغییری در روند وقایع ایجاد کند.

نه. نبرد لبنان دچار تحول شد و ابعاد آن گسترش یافت، به گونه‌ای که گویی نبرد اعراب در خاک لبنان است. از یک سو ارتش سوریه در رویارویی با مقاومت فلسطین و احزاب لبنانی، با شماری از اعضای فزاینده‌ای از ارتش عراق روبه‌رو می‌شد و از سوی دیگر، کشتی‌های حامل اسلحه و مهمات از مصر و لیبی و دیگر کشورها به سوی لبنان به راه افتاده بود، همچنان‌که در آغاز وقایع نیز کمک‌های مشکوک غربی که احتمالاً منشأ اسرائیلی داشت، به سوی لبنان سرازیر بود. امّا رسانه‌های عرب همچنان در حال جنگ دربار? مسئل? لبنان بودند، این‌ها همه موجب شد که به‌تدریج لبنان به عرص? نبرد تمام‌عیار کشورهای عربی تبدیل شود.

و بدیهی است که این جنگ فزایند? میان اعراب، لبنان را تدریجاً به سوی نبردی بین‌المللی سوق می‌داد.

ده. چنان‌که گفتیم، خطر تبدیل شدن جنگ لبنان (از جنگ داخلی یا جنگ لبنانی-فلسطینی یا فلسطینی-سوری) به جنگ میان اعراب یا نبردی بین‌المللی، از پیامدهای فصل «درد و رنج» بود.

امّا خطرهای دیگری هم در افق پدیدار و جلوه‌گر شده بود. از جمل? این خطرها، احتمال تجزی? لبنان و تبدیل آن به چند کشور کوچک‌تر بود که یکی از آن‌ها با ماهیت نژادپرستانه به پایگاه غرب تبدیل می‌شد و دیگری تحت سیطر? چپ‌گرایان افراطی، پایگاه مناسبی برای اتحاد شوروی در منطقه و در ساحل آب‌های گرم به شمار می‌آمد. بخش دیگری هم ممکن بود به «منطق? امن» اسرائیل و محلی مناسب برای مبادل? کالاهای اسرائیلی و فعالیت‌های جاسوسی و ویرانگر این رژیم تبدیل شود. این منطقه ممکن بود محلی برای نزدیکی اعراب و اسرائیل باشد و تلاش‌های اعراب را هم برای تحریم اسرائیل بی‌نتیجه بگذارد و به تثبیت اسرائیل در منطقه کمک کند.

امّا بخش دیگری از لبنان تجزیه‌شده هم ممکن بود هست? مرکزی دولت دروزی را تشکیل دهد و با پیوستن برخی مناطق سوریه و اسرائیل، کشوری تشکیل شود که اسرائیل و پدیدآورندگان آن همواره رؤیای تشکیل آن را در سر می‌پروراندند و چه‌بسا آرزوی برخی از رهبران لبنانی همین باشد. بدیهی است که تفرقه و اختلاف در داخل هریک از این مناطق ادامه می‌یافت و آیند? روشنی برای آن‌ها متصور نبود.

خطرهایی که از آن سخن گفتیم، فقط به تجزی? لبنان منحصر نمی‌شود. خطرهای دیگر عبارت‌اند از: از بین‌رفتن همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان در جهان عرب و اروپا؛ انحراف مقاومت فلسطین از مسیر آزادسازی قدس؛ نابودی ارزش‌هایی که در حوادث اخیر زیر پا گذاشته شد و جانشین شدن ارزش‌هایی متفاوت با آن‌ها. بدین‌ترتیب، جهان عرب در قرن بیستم منطقه‌ای را پیشِ ‌روی خود می‌دید که قانون جنگل بر آن حکومت می‌کرد.

این‌ها شاخصه‌های ده‌گانه‌ای است که فصل «درد و رنج» را در بحران خونین میهن متمایز