را نیز رد کرد تا اینکه ناچار شدند دست به توطئه برضد او بزنند. پس از نفی نترسید. نفی مقدس است؛ نفی نقش الهی شماست و نقش علمیتان. شما نفی میکنید، ولی چه چیزی را نفی میکنید؟ نواقص جامعه ما را.
نواقص جامعه ما چیست؟ همه جامعه ما نقص است (کف حضار). این نواقص را ما میشناسیم و شما هم میشناسید. اما مسئله این است که جامعه فعلی و یا آنانی که از این نقصها بهره میبرند به خود اکتفا نمیکنند، بلکه سعی میکنند که آثار مشکلات و دردها و مسائل و نواقص در دانشجویان نیز رخنه کند. این است اساس مشکل.
برادران، از خودم شروع میکنم؛ منِ روحانی تعدد فرقهها را نفی نمیکنم، اما فرقهگرایی را نفی میکنم (کف حضار). البته، بیماری ما تنها فرقهگرایی نیست، بلکه هرگونه طبقهبندی و جناحبندیای است که به منفیگرایی در عرصه زندگی بینجامد. در جایی در تفاوت میان جامعه و مردم بیان کردمکه اعضای یک جامعه با یکدیگر تعامل و همکاری دارند و مجموعه آنها، یک واحد را تشکیل میدهند که با برهمخوردن وضع افرادش، وضع مجموعه هم به هم میخورد، زیرا تواناییها و شایستگیهای افراد با هم متفاوت است، همانطور که اقلیمها از جهت آب و هوا با هم متفاوتاند. فرقهها پنجرههای تمدنی گشوده به روی تولیدات گسترده انسانها هستند که آن تولیدات نیز با هم فرق دارند. تعامل مثبت میان فرد و فرد، اقلیم و اقلیم، گروه و گروه، فرقه و فرقه و حزب و حزب با همه تفاوتهایشان، راز شکلگیری جامعه است و هرآنچه مانع این داد و ستد و تبادل تواناییها و شایستگیها و امکانات شود، بیماری و آفت جامعه است. بنابراین، اگر من همکاری با فرقههای دیگر را برنتابم یا به دیگران یا وطندوستیشان تشکیک کنم و به آنان اعتماد نکنم یا تعامل با آنان را تضعیف کنم، چنین فرقهگراییای تعامل را کاهش میدهد و منجر به سستی جامعه میشود و جامعه را بیمار میکند. همچنین است حزبگرایی و منطقهگرایی. اگر تعلق خاطر به منطقه و اقلیم به تعصب درباره آن بینجامد و همهچیز را برای اقلیم و منطقه خود بخواهی و به فکر مناطق دیگر نباشی، روح میهندوستی را تضعیفخواهی کرد و موجب بیماری جامعهخواهی شد. هرگونه طبقهبندی دیگر از جامعه نیز اگر چنین آثاری داشته باشد، مردود است. اجازه بدهید تا بگویم که حتی طبقهبندی مدرن که آن را طبقات اجتماعی مینامیم، اگر به منفیگرایی و تعامل نداشتن میان طبقات بینجامد، مردود است. البته، چنین وضعی در دیانت قرن بیستم و فرقهگرایی قرن بیستم، موجب شکلی جدید از اشکال جدایی فرزندان جامعه و کاستن روح اجتماعی در جامعه شده است. (تشویق حضار)
میخواهید وضع موجود را نفی کنید که جامعهای یکدست بنا کنید، اما محافظهکارانی که از فرصت تصمیمگیری و منافع و بهرهمندی از وضع کنونی و آینده برخوردارند، خواهند کوشید که شما را دستهبندی کنند و فرقهگرایی را در میان شما بگسترانند. ولی شما تا جایی که من میدانم، توانستهاید این دستهبندیها را نفیکنید و برادران یکدیگر و همشاگردی دانشگاهی باشید و بس؛ یعنی سازندگان آینده و نه کسانی که به سوی دستهبندیها و بیماریهای گذشته کشیده شدهاند. (کف حضار) میخواهم از شما جوانان عزیز سؤال کنم. لطفاً مرا ببخشید، زیرا در مقام مهمان حق دارم از شما این
