( إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.) [88] مؤمن در حالی زندگی میکند که با نماز و روزه خویش به سوی خداوند اوج میگیرد و با طلوع خورشید عید خود را در یکی از قلههای سفر الهی خویش میبیند.
عجیب نیست که مؤمن مفهوم و حقیقت عید را دریابد و در آن بازگشت به پروردگار خویش را ببیند تا از چشمه زلال تعالیم الهی بهره گیرد و با تخلق به اخلاق الهی حیاتی نو و پاک را آغاز کند.
این انسان خانه خود را رها کرده و خانواده و وطن خود را به خدا سپرده، رها و آزاد آهنگ خانه خدا کرده و از همه تعلقات زمینی جدا شده و سفر خویش را به سوی الله و فقط الله آغاز کرده است. این انسان از هر عطر و زینت و پیرایهای و از هر آنچه او را به خالقش نزدیک نمیکند، دست کشیده و در آسمان اخلاص و جدایی از مادیات به پرواز در آمده.
او به حرم الهی داخل گشته و به آن آستانه پاک الهی که جایگاه تسلیم و طاعت مطلق حق تعالی است پا گذاشته، بدون اینکه رأیی از خود داشته باشد. وی هروله میکند و در برابر این آستانه مقدس وقار و سنگینی خود را از دست میدهد؛ از همه تعلقات نفسانی و اوصافی که بدان افتخار میکرده جدا میشود و با دلی که فقط ایمان به خدا در آن جا دارد حرکت میکند؛ از عرفات به مزدلفه سپس به منی میرود؛ در آنجا قربانی میکند. قربانی کردن نشانه آن است که انسان پس از اینکه از همهچیز دست کشید، از نفْس خویش نیز در راه خدا چشم پوشیده است و بدینترتیب، او از همه قید و بندها جدا میشود و با همه هستی خویش میگوید: ( إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.) امروز عید اوست؛ عید آن مؤمن که با خداوند به سر میبرد: ( وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى.) [89] و از هرآنچه مانع رسیدن وی به خداوند عادل و دانا و مهربان و رحیم است، پاک میگردد.
روز عید وقتی خورشید در آسمان نمایان میشود، ما از این سفرِ به سوی خدا یاد میکنیم: هجرت از نفْس انسان به سوی خالق. چقدر ما به این هجرت نیازمندیم تا در ذات خویش به دقت بنگریم، چون«مَن عَرَفَ نَفَسُه فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ»(هرکه خود را شناخت پروردگار خویش را نیز میشناسد) و چنان ایمانی به وی میآورد که بدین وسیله در عالم علیین مستقر میگردد. زمان آن رسیده که انسانها از شرک رهایی یابند و در نردبان ارزشهای والا اوج گیرند؛ آنجا که دل آرامش و قلب اطمینان و ذات صفا مییابد.
9/4/1966
به مناسبت عید پاک مسیحی، امام صدر پیامی خطاب به مردم لبنان صادر کرد. او در این پیام درباره حضرت مسیح و آمدن وی به زمین برای آزاد کردن انسانها از حرص و نفاق و همچنین، نجات رنجدیدگان از ظلم و طغیان و رهاندن آنان از دام کسانی که به نام خدا سوداگری میکنند، سخن گفت. وی گفت: «مسیح برای مردم زندگی میخواست اما مردم میخواستند او را بکشند.» امام درباره مسیح و کیفیت شکنجه کردن و به صلیب کشیدن وی نیز سخن گفت. وی تأکید کرد که پیروز در این نزاع سرنوشتساز حقیقت است و جاودانگی
[88]«نماز من و قربانی من و زندگی من برای خدا آن پروردگار جهانیان است.» (انعام،162).
[89]«و او به کناره بلند آسمان بود.» (نجم،7).
